الشيخ محمود الشبستري

20

گلشن راز ( فارسى )

خرد را نيست تاب نور آن روى * برو از بهر او چشمى دگر جوى دو چشم فلسفى چون بود احول * ز وحدت ديدن حق شد معطل ز نابينايى آمد راى تشبيه * ز يك چشمى است ادراكات تنزيه تناسخ زان سبب شد كفر و باطل * كه آن از تنگ چشمى گشت حاصل چو اكمه بىنصيب از هر كمال است * كسى كو را طريق اعتزال است رمد دارد دو چشم اهل « ظاهر » * كه از ظاهر نبيند جز مظاهر كلامى كو ندارد ذوق توحيد * به تاريكى در است از غيم تقليد از او هرچه بگفتند از كم‌وبيش * نشانى داده‌اند از ديده خويش منزّه ذاتش از چند و چه و چون * تعالى شأنه عمّا يقولون سؤال 3 [ كدامين فكر ما را شرط راه است چراگه طاعت و گاهى گناه است ] كدامين فكر ما را شرط راه است * چراگه طاعت و گاهى گناه است